کلمه استراتژی از استراتگوس که یک کلمه یونانی به معنای هنر ژنرال است، اقتباس شده است. بنابراین کنترل استراتژیک از این نظر شامل بررسی یا اثبات هنر مدیر عمومی سازمان می‌شود. با وجود این، در عمل مفهوم کنترل استراتژیک مبهم‌تر است.

برنامه‌ریزی و کنترل استراتژیک با پایه‌گذاری مسیر استراتژیک اصلی در داخل زمینه‌های محیطی به‌گونه‌ای که شرکت خودش را بیابد سروکار دارد. از سوی دیگر برنامه‌ریزی و کنترل تاکتیکی می‌تواند به معنی سروکار داشتن بیشتر سازمان با اجرای مسیر استراتژیک موردنظر باشد.

نکته مهم دیگر این است که تدوین استراتژی و کنترل استراتژی به همراه اجرای استراتژی که شکل‌دهنده فرایند مدیریت استراتژیک هستند با یکدیگر در ارتباط بوده و تأثیر متقابل بر یکدیگر دارند.

ابعاد کنترل استراتژیک

کنترل فرضیات

هر راهبرد بر شرایط پیش‌بینی‌شده یا پذیرفته‌شده بنا شده است. این مفروضات یا پیش­بینی­ها ، مفروضات برنامه‌ریزی‌اند و راهبرد شرکت با توجه به این شرایط پیش‌بینی‌شده طراحی می‌گردد. کنترل مفروضات به معنای کنترل نظام‌مند و مستمر این مفروضات در طول دوران برنامه‌ریزی و فرایند اجرای راهبرد برای اطمینان داشتن از معتبر بودن آن‌هاست. اگر مفروضات اساسی اعتبار بلندمدت نداشته باشد ممکن است مجبور شویم که راهبرد را تغییر بدهیم. روشن است که اگر هرچه زودتر و سریع‌تر یک مفروض نامعتبر را تشخیص دهیم و در آن تجدیدنظر کنیم شانس‌های بهتری برای تغییر قابل‌قبول در راهبرد طراحی‌شده وجود دارد.

کنترل اجرا

دومین مورد از ابعاد کنترل استراتژیک کنترل اجرا است. این کنترل برای نظارت بر پیشرفت‌های استراتژیک و اجرای عملیات از سنجه‌های توقف/حرکت مرتبط با مجموعه‌ای از عوامل معنادار مانند زمان، هزینه، تحقیق و توسعه و غیره استفاده می‌کند.

مرحله عملی مدیریت استراتژیک تعیین‌کننده یک سری از گام‌ها، برنامه‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و اقدامات تعهد شده در یک دوره زمانی برای اجرای راهبرد است برنامه‌های خاصی تعهد می‌گردد؛ حوزه‌های کارکردی یا وظیفه­ای تعدادی از فعالیت‌های مرتبط با راهبرد را پیشنهاد می‌کنند؛ افراد کلیدی اضافه می‌شود یا در واگذاری مسئولیت‌ها تجدیدنظر می‌گردد و منابع تجهیز می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر مدیران، طرح‌های راهبردی وسیع را به اقدامات و نتایج مشخص برای واحدها و افراد خاص جهت اجرای راهبرد تبدیل می‌کنند و این اقدامات به‌تدریج در طول یک دوره زمانی طراحی‌شده منجر گردیده، ما را به هدف­های بلندمدتمان می­رساند. کنترل راهبردی در درون این زمینه می­تواند تعهد گردد؛ به این نوع از کنترل راهبردی، کنترل اجرا می­گویند. کنترل اجرا برای تشخیص اینکه آیا راهبرد اصلی در مواجهه با حوادث و نتایج ناخواسته همراه با اقدامات تدریجی اجرایی جهت پیاده شدن راهبرد باید تغییر کند یا خیر طراحی می‌گردد و دو نوع اساسی آن عبارت‌اند از:

۱. نظارت بر برنامه‌های راهبردی کلیدی یا جدید

۲. بازبینی مراحل خاص و مهم

نظارت استراتژیک

کنترل مفروضات و کنترل اجرا ماهیتاً از نوع کنترل‌های تمرکزی یا متمرکزند. نوع سوم کنترل راهبردی که برای نظارت بر دامنه وسیعی از رویدادهای داخلی و خارجی شرکت طراحی می‌شود، رویدادهایی است که احتمالاً تهدیدکننده مسیر استراتژی است. ایده اساسی در این نوع کنترل تشویق شکلی از نظارت عمومی با توجه به منابع اطلاعاتی مختلف است، البته با این هدف خاص که اطلاعات مهم و پیش‌بینی‌نشده را بتوانیم به دست آوریم.

نظارت استراتژیک باید تا آنجا که امکان دارد بر مورد خاصی متمرکز نگردد و به‌گونه‌ای طراحی گردد که امکان بررسی اجمالی محیط فراهم گردد (فعالیت آزاد شناخت محیط)، مجلات مدیریت، کنفرانس‌های تجاری، گفتگوها و مشاهدات خواسته و ناخواسته همه منابع نظارت استراتژیک­اند. درحالی‌که نظارت راهبردی انعطاف‌پذیر است هدف مهم فراهم کردن یک مراقبت مستمر و وسیع در همه عملیات روزانه برای به دست آوردن اطلاعات کشف نشده است، اطلاعاتی که برای استراتژی شرکت مفید است.

کنترل ویژه (خطرات خاص)

نوع دیگری از کنترل راهبردی که درواقع زیرمجموعه‌ای از سه کنترل ذکر شده است کنترل خطرات خاص است.

کنترل مذکور نیاز به تجدیدنظر همه‌جانبه و اغلب سریع راهبرد اصلی اساسی در مقابل حوادث ناگهانی و غیرقابل‌انتظار را مطرح می‌کند. یک تغییر سیاسی مهم، خارج شدن ناگهانی یک رقیب از بازار، و مشکلات غیرقابل‌انتظار در تولید و محصول نمونه‌ای از تغییرات ناگهانی‌اند که می‌توانند سبب دگرگونی‌های مهمی در استراتژی شرکت گردند.

چنین رویدادهایی حذف ارزیابی مجدد و فوری استراتژی شرکت و موقعیت راهبردی فعلی را به همراه دارد. تعدادی از شرکت‌ها، تیم‌های بحران را تشکیل و توسعه داده‌اند. این گروه‌ها در مواجهه با رخدادها یا رویدادهای ناگهانی، که اثرات فوری بر استراتژی شرکت دارند، هماهنگی‌های اولیه و پاسخ‌های لازم را ارائه می‌دهند. شرکت‌ها همچنین به‌طور فزاینده‌ای طرح‌های اقتضایی را همراه با تیم‌های بحران برای پاسخ دادن به چنین شرایطی طراحی می‌کنند.

درحالی‌که هرکدام از انواع پایش‌ها متفاوت‌اند، اما همه یک هدف مشترک دارند و آن تشخیص این امر است که آیا جهت راهبردی باید با توجه به خطرات آشکارشده ناشی از رویدادها تغییر نماید یا خیر؟ به‌عبارت‌دیگر، برخلاف کنترل‌های عملیاتی، کنترل‌های استراتژیک برای این طراحی‌شده‌اند که به‌طور مستمر از جهت اساسی و راهبرد شرکت سؤال نمایند.

منبع: مدیریت راهبردی (برنامه ریزی، اجرا و کنترل)

نوشته: پیرس و رابینسون

ترجمه: سیدمحمود حسینی

فهرست